|
نگاهت كه آبي تر از سادگي ست مسيحاي معصوم دلدادگي ست از آغوش آيينه ها باز تر از عطر نسيم سحر ناز تر زمين بي حضور تو معنا نداشت افق منظري گرم و گيرا نداشت نسيم نگاه من آواره بود دلم چون گل سرخ صد پاره بود يگانه ترين نو بهاران عشق مرا سبز كن زير باران عشق نمي گويم آن سوي رودم ببر و يا پيش تر از وجودم ببر از اين شهر سنگي از اين غار كور ببر تا تماشاي باغ بلور ملولم از اين مردم مثل هم خوشا پيش رفتن ولو يك قدم اميد آفرين من اي نازنين هميشه حقيقت يگانه يقين مگر مي شود فكر فردا نشد دو چشم ترا ديد و دريا نشد ؟!
و اما عشق ... " آشیانه ایست برای خستگی هایم عطر گرم صدایت ... " به عاشقانه ترین شکل دوستت دارم برای عشق تو تقدیر انتخابم کرد بیا چراغ شب انتظارمن ،که دلم دوباره تشنه دیدار آفتابم کرد
منتظرم یه قاصدك از تو خبر بياره
تو ای همیشه سبز،سادگی مرام چشم توست بهار بی بدیل هم در انضمام چشم توست اگر به سادگی نمی کنم دل از نگاه تو فقط به خاطر تواضع سلام چشم توست تو آشیانه کرده ای بر اوج قله دلم ببین تمام هستی ام،غزل به نام چشم توست اگر ز روی سادگی ز عشق گفته ام،ببخش که عشق هم همیشه حرف ناتمام چشم توست
|
About![]()
تقدیم به همسرم
Home
|