تبليغاتX
آشيانه ای برای عشق

آشيانه ای برای عشق

این شب ها  

همین شبانه های دلتنگی را می گویم  !!!

که بیقرارشنیدن صدایت هستم

و تو نیستی  ...

 

 نام مهربان ات را

برسرانگشتانم هجایی کرده ام

و بر بازوان نازکم ثبت نموده ام

تا در آغوش امن تو ماءوا بگیرم  ...

و آتش تلاقی نگاه ات را بر شرم چشمانم

بر دامان سرد و متروک ام خیمه زده ام

تا بدانی

همین یک شعله ٬ گرما بخش تنهاییم  بوده

و با صُور خیال ات

واژه ها را نقاشی کرده ام

همین شب ها 

عزیزترینم  

می دانم که می آیی 

دیشب 

کبوتری بر بام خانه ام نشست   !!!

او همه آواز بود

من همه پرواز ....

.

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت23:17توسط بانو مهسا | |

تمام حقوق این وبلاگ متعلق به آشیانه ی عشق می باشد 

هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است