منتظرم یه قاصدك از تو خبر بياره یه قاصدك كه با خودش عطر تنه تو داره بياد و همراه خودش تو اين شباي گريه خورشيد چشماي تو رو تو آینه ها بياره بودن تو مثل نفس نبودنت مثل مرگ بي تو يه برگ زخمي ام اسير دست اجل يه نيمه جونم تو بيا كه از تو جون بگيرم يه بي نشوني كه مي خوام از تو نشون بگيرم منتظرم یه قاصدك از تو خبر بياره یه قاصدك كه با خودش عطر تنه تو داره بياد و همراه خودش تو اين شباي گريه خورشيد چشماي تو رو تو آينه ها بياره بودن تو مثل نفس نبودنت مثل مرگ بي تو يه برگ زخمي ام اسير دست اجل يه نيمه جونم تو بيا كه از تو جون بگيرم يه بي نشوني كه مي خوام از تو نشون بگيرم حالا كه تمومه لحظه هامو انتظار تو پر كرده برگرد واي ازاين لحظه هايي كه توي انتظارت دلم بي تو سركرد
+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت20:48توسط بانو مهسا |
|
تقدیم به همسرم به خاطر صداقت بیکرانش مهسا/1362خورشیدی/ایران تاسف برای کسانی که عاشق نیستند متاسفم زیرا یقین دارم روزی می آید که عمر آدمی را بر اساس سالهای عاشق بودنش می سنجند و انسان بدون عشق یعنی انسان مرده